فدراسیون کوهنوردی در اطلاعیه اعلام آیین نامه صعودهای برون مرزی از کوهنوردان درخواست ارائه نظرات خود را نموده است. سعی دارم به وسع خود در دو قسمت به این موضوع بپردازم.
در قسمت اول و همین نوشته ابتدا به نقد اندیشه و تفکر حاکم بر هیمالیا نوردی در فدراسیون کوهنوردی می پردازم.
در سالهای نه چندان دور که هیئتهای هیمالیا نوردی ایرانی عملا محدود می شد به برنامه های تیم ملی فدراسیون کوهنوردی، اندیشه حمایت از اعضا تیم صعود کننده به شکل معادل سازی این صعودها شکل گرفت. به این ترتیب از یک طرف انگیزه مضاعفی می شد برای کوهنوردان تا در این برنامه ها شرکت کنند و از طرف دیگر فدراسیون می توانست به طور غیر مستقیم (و نه از بودجه ناچیز خود) هدایایی را به آنها تقدیم کند. فدراسیون اما راحتترین و قابل فهم ترین راه را برای معادل سازی انتخاب نمود، نه الزاما منطقی ترین و بهترین آنها را. به این ترتیب که بدون توجه به کیفیت صعود (مسیر، فصل، و غیره) فقط بر حسب ارتفاع قله معادل سازی می نمود. از طلای جهان برای قله اورست تا برنز آسیا برای قله های بین 7000 تا 7500 متر*.
* آقای رضایی قبلا نوشته است (در اینجا ) این معادل سازی فقط برای برنامه هایی صورت می گیرد که مجوز شورا را داشته باشند. ولی در ماده 4 که به معادل سازی اشاره شده است این موضوع صراحت ندارد. ابتدا فرض را به صحت نظر آقای رضایی می گذارم.
از همان ابتدا به این شیوه معادل سازی نقدهایی وجود داشت. شاید در آن سالها اشکالات این طرح چندان به چشم نمی آمد اما امروزه اشکالات اساسی این شیوه به خوبی قابل مشاهده است. پست آقای رضایی در کوهنوشت تصویر بسیار روشنی از آنچه امروز در هیمالیا نوردی کشورمان می گذرد به دست می دهد. با کمی تعمق در ترکیب افراد و گروه ها، تبعیض و عدم وجود شاخصهایی برای شناسایی صعود های برتر در اجرای طرح معادل سازی قابل مشاهده است.
صعود برودپیک به کنار، از ده نفری که عازم قلل گاشربروم هستند فقط سه نفر مجوز شورای برون مرزی را دریافت کرده اند و احتمالا قبل از عزیمت مزایایی هم به آنها تعلق گرفته است. اما برای برنامه های کاملا یکسان (قله/قلل انتخابی، مسیر، فصل صعود) به برخی از آنها در صورت صعود مزایای یک قهرمان ملی تعلق می گیرد و برای بقیه هیچ. حتی این وضعیت غیر قابل تصور نیست که کوهنوردان دارای مجوز تا نزدیکی قله بروند و قله را صعود نکنند اما به دلیل گذشتن از مرز 8000 متر یا 7500 متر مزایای قهرمانی تعلق گیرد اما دیگرانی که قله را صعود کرده اند از هیچ امتیازی برخوردار نگردند.
تبعیض عامل اصلی بی اعتمادی و روی گردانی کوهنوردان از فدراسیون است. هیمالیا نوردی در کشورمان روز به روز گسترش می یابد (نگاه کنید به صعود های مستقلی که بر روی اورست، لوتسه، مانسلو در فصل بهار امسال صورت گرفت). متاسفانه این شیوه معادل سازی صعود یکی از تبعیض آمیز ترین روشهای قابل تصور است.
"چند مدال طلا از یک تورنمنت"
فرض کنیم فدراسیون با شرایط موجود بخواهد این تبعیض را از بین ببرد (و ماده 4 را برای همه کوهنوردان بدون توجه به دارا بودن مجوز شورا به اجرا گذارد) یا بتواند برای همه کوهنوردان مجوز شورای برون مرزی را بگیرد. آیا می تواند هر ساله از سازمان تربیت بدنی تقاضای جوائزی برای چندین مدال جهانی و آسیایی داشته باشد؟ آیا صدای ورزشکاران دیگر رشته ها در نمی آید که چطور در یک تورنومنت (مثلا صعود به اورست) چند نفر که در یک تیم نبوده اند همزمان مدال طلا گرفته اند؟ پاسخ به این سوال روشن است. به همین دلیل فدراسیون مجبور است با ساز و کارهایی از میان متقاضیان بعضی را دستچین کند. در حالت خوشبینانه به بهترین متقاضیان پاسخ مثبت بدهد و یا ایراداتی به روند انجام امور اداری وارد کند. که با فرض رسیدن همگی به قله (بدون مجوز یا با مجوز شورا) تغییری در صورت مسئله ایجاد نمی کند.
با توجه به این آیین نامه برای داشتن مجوز کارهای اداری مفصلی باید صورت گیرد. چه تبعیضی بدتر از این که به کسی که مثلا کپی فلان مدرک را نداشته یا در مهلت مقرر درخواستش را ارائه نداده هیچ امتیازی تعلق نگیرد و برای دیگری که چه بسا با هم به قله رسیده باشد مزایای معادل مدالهای جهانی و آسیایی تعلق گیرد؟
در بدترین حالت نیز بر حسب دوری و نزدیکی افراد به فدراسیون عده ای دستچین می گردند. که با توجه به شناختی که از جامعه وجود دارد این احتمال به واقعیت نزدیکتر است.
"دیواره درخشان گاشربروم 4 به روش سبکبار طلای آسیا است و پایینتر از مسیرهای عادی قلل 8000 متری "
دیواره درخشان گاشروم 4 را امیدوارم بشناسید. یکی از مشکلترین دیواره های جهان که تا به حال فقط یک بار صعود شده است. قله آن کمتر از 8000 متر است بنابراین به کورتیکا و شاور که به صورت سبکبار آن را صعود کرده اند، اگر ایرانی بودند، مزایایی کمتر از صد ها نفری تعلق می گرفت که هر ساله قلل برودپیک و گاشربروم و اورست را صعود می کنند (فقط بهار امسال بیش از 420 نفر به اورست صعود کرده اند). گولیچ و آلبرت مسیری بر روی برج ترانگو دارند که 5.13 درجه بندی شده است اما چون ارتفاع قله کمتر از 6500 متر است هیچ مزایایی به آنها تعلق نمی گیرد. می بینیم که متاسفانه این روش معادل سازی به هیچ وجه مشوق کوهنوردان به صعودهای برتر نیست.
گمان می کنم فدراسیون کوهنوردی با ابداع معادل سازی صعودها با حسن نیت می خواسته برای کوهنوردان مشوق ها و حمایت هایی ایجاد کند اما متاسفانه غیر منطقی ترین راه را برگزیده است. این روش نه تنها تبعیض آمیز است بلکه به هیچ وجه منعکس کننده بهترین صعود ها نیست و انجام آنها را تشویق نمی کند. به نظر من مهمترین نقش فدراسیون کوهنوردی ارتقاء سطح کیفی کوهنوردی در ایران و رساندن آن به شاخص های جهانی است. پیشنهاد من چنانچه قبلا متذکر شده ام عدم پشتیبانی اولیه از تیمها است تا هر کس بنا به فراخور توانایی های کوهنوردی و مالی برنامه اش را اجرا کند و فدراسیون با تشکیل هیئت داوری هر ساله به بهترین صعودها جوایزی اعطا نماید. شبیه به آنچه در جشنواره سینمایی فجر صورت می گیرد.
افتخارات یک فدراسیون محدود به عناوین قهرمانی که مستقیما به دست می آورند نیست. شاید از آن مهمتر ایجاد بسترهایی است که موجب تغییرات اساسی و اعتلا کیفی در آن رشته ورزشی گردند. افتخار ایجاد لیگ برتر فوتبال برای همیشه نصیب فدراسیون آقای صفایی فراهانی و همکارانشان خواهد ماند.